سه‌شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸ - ۱۶:۰۲

به میزبانی کتابخانه آیت الله کاشانی ماکو؛

نشست نقد و بررسی کتاب «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» برگزار شد

نقد ماکو

نشست نقد و بررسی کتاب «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» با همکاری گروه نقد ادبی خاقانی و به میزبانی کتابخانه عمومی آیت الله کاشانی ماکو برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی اداره کل کتابخانه‌های عمومی آذربایجان‌غربی، جلسه نقد و بررسی کتاب «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم» اثر نادر ابراهیمی، با همکاری گروه نقد ادبی خاقانی در سالن کتابخانه آیت الله کاشانی ماکو برگزار شد.

در ابتدای این نشست بالغ صمدزاده، منتقد ادبی حاضر در نشست به معرفی نویسنده پرداخت و گفت: نادر ابراهیمی، بی‌گمان یکی از بزرگ نوادری است که ادبیّات داستانی ایرانی در دورۀ معاصر شاهد آن بوده است. نبوغ داستان‌نویسی ابراهیمی، مرزهای ایران را در نوردیده و در سرزمین‌های دیگر نیز شناخته شده است. اگر بگوییم که ابراهیمی، سبک خاصّی دارد و نوشته‌هایش با دیگر نویسندگان از جهت نوع نگاه، قلم‌فرسایی، خیالبافی شاعرانه، بیان روان، رمزآلودگی، عاطفه و احساس فرق دارد و فرا زمینی است، سخنی به گزاف نگفته‌ایم.

صمدزاده افزود: نادر ابراهیمی، نویسندگی را از پانزده سالگی آغاز کرد. نخستین کتاب وی «خانه‌ای برای شب» در سال ۱۳۴۲ منتشر شد که داستان «دشنام» از این مجموعه بسیار چشمگیر شد. ابراهیمی جوایزی از قبیل جایزۀ براتیسلاوا در زمینۀ ادبیّات کودک، جایزۀ نخست یونسکو در زمینۀ تعلیم و تربیت، جایزۀ کتاب برگزیدۀ سال ایران و عنوان نویسندۀ برگزیدۀ ادبیّات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب را به خاطر داستان بلند و هفت جلدی «آتش بدون دود» کسب کرده است.

حسن نوروزی، دیگر منتقد حاضر در جلسه گفت: نادر ابراهیمی در این اثر به شیوۀ «تک‌گویی» داستان خود را بیان کرده‌ است؛ همانند شیوه‌ای که هوشنگ گلشیری در «شازده احتجاب» در پیش گرفته است.

کبری احمدی، سومین منتقد حاضر در نشست گفت: برای درک بیش‌تر متن، مفهوم و ارتباط بینامتنی در داستان «بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم»، باید کتاب را حدّاقل دو مرتبه خواند؛ بار اوّل باید با سبک نویسنده آشنا شد و در مرتبۀ دوم به درک زمان وقوع رویدادها رسید.

وی افزود: نویسندۀ محترم، در این نوشتار سه اندازه از فونت را به کار برده‌ است: فونت کوچک برای بیان دوران کودکی و خاطراتش با هلیا، فونت متوسّط مربوط به دورۀ نوجوانی و جوانی و فونت بزرگ مربوط به دورۀ بزرگسالی و دورانی که وی در یک نوع تبعید اجباری، دور از یار و دیار خود به سر می‌برد. این سه نوع نوشتار را به حالات گوناگون زندگی وی نیز می‌توان نسبت داد.

در پایان معصومه حسین‌نژاد، چهارمین منتقد حاضر در جلسه، زبان رمان را صمیمی و صادقانه دانست که مرور جزئیات در آن به خوبی آشکار است.

وی ادامه داد: آن‌گونه که از خاطرات نادر ابراهیمی برمی‌آید اسم «هلیا» از واژۀ «الهی» برگرفته شده‌ است و نویسنده در یک سفر زمینی با اتوبوس به اصفهان همراه همسرش، واژۀ «الهی» را تغییر داد و این واژه، که امروزه یک اسم داخترانه است را ساخت.

ارسال نظر

    • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
    • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.
2 + 8 =